سلام
شايد اگر بخاطر شما نبود، حالا حالاها سكوتم رو نمي شكستم
قلبم آروم و قرار نداره
حس غريبي همه قلبم رو گرفته
شايد شبيه حسي كه وقتي مادربزرگم رفت
حس ميكنم شما رو ...
هربار بهتون فكر ميكنم همه سلولهام هوشياراند
با همه وجود حس تون ميكنم

استادم
عزيزم
چقدر غريبي ...

چند بار با بهرامي و مسيحي ميخاستيم خدمت برسيم
...
لعنت به اين دير شدن هامون
اين دفعه زودتر از همه دفعه ها دير شد
حس ميكنم بدهكار موندم به شما
نه اين دفعه
براي هميشه
يه قراري ميذارم از الآن
اگه اجازه بدين
اجازه هست استاد؟
آقاي دكتر؟
ببخشيد
اگه اشكالي نداره و قبول مي كنين
هركار خوبي كه تا حالا كردم و از حالا به بعد خواهم كرد
بعنوان هديه از من قبول كنين
استاد
باور كنين همه سرمايه ام همينه و دعا براي روح لطيف و پاك شما
...
كاش انقدر يهو نمي رفتين
دكتر وثوقي عزيزم
