تبليغاتX
بچه شيطون

سلام

من تا امروز دسترسي نداشتم كه بنويسم

مطلب قبلي را كه امير سالاري فرستاده حتما ببينيد

 

 

فكر كنم خيلي از مقدمات در مورد امام سجاد عليه السلام رو مي تونين از اينجاها ببينيد:

۱ و ۲

 

مهمترين دليلي كه براي امسال تصميم گرفتم در مورد امام سجاد عليه السلام بنويسم اين بود كه مي خواستم حداقل كمي از جفاي خودم در شناخت امامي كه هستي اش را در راه هدايت من و امثال من گذاشته جبران كنم.

كلا تصور مي كنم كه عوام شيعيان در واقعه كربلا متوقف شده اند و تصوير روشني از هدايت اهل بيت پس از واقعه كربلا ندارند و اگر اين بنا در ذهن شيعيان درست نشود، پايه هاي مهدويت سست مي شود. قطعا شكل گيري تصوير درست، از سيره و زندگي امام سجاد مي گذرد و نشناختن استراتژيهاي رفتار اهل بيت عليهم السلام در مقاطع مختلف، روندگان را به خطا مي برد.

پيشاپيش از طولاني شدن نوشته عذرخواهي مي كنم. ولي فكر كنم اين توضيحات در شناخت ما از امام سجاد موثر باشد.

 

 

۱- شناخت سیره امام سجاد علیه السلام بسیار دشوار است. زیرا برخی از نویسندگان و مورخان، ذهن مردم را آشفته کرده و چنین القاء کرده‏اند که ايشان در گوشه‏ای نشست و به عبادت پرداخت تا به شهادت رسيد!

این مطلب از القاب و تعبیراتی که درباره آن بزرگ مرد الهی به کار می‏برند، پیداست؛ مثلا می‏گویند "امام زین‏العابدین بیمار" در حالی که ایشان هم - مثل هر انسان دیگری - چند روزی در مدت عمرش مریض شد و این بیماری در محرم سال ۶۱ هجری واقع شد تا ايشان در واقعه عاشورا وظیفه دفاع و جهاد نداشته باشد . با این تدبیر الهی، ۳۴ یا ۳۵ سال پس از شهادت امام حسین علیه السلام زنده ماند و سالم و پرنشاط مسئولیت امامت امت را برعهده گرفت و شیعه را در دشوارترین دوران هدایت کرد .

 

۲- سیره امام زین‏العابدین علیه السلام چیست؟و آيا اگر حوادث جزئی زندگی ایشان را گردآوری کنیم آیا می‏توانیم به سیره آن حضرت دست‏یابیم؟

سیره هرکسی به معنای واقعی کلمه آنگاه روشن می‏شود که جهت‏گیری کلی (استراتژی) او معلوم گردد . آن وقایع جزئی (تاکتیک‏ها) در پرتو جهت‏گیری کلی (استراتژی) معنا پیدا می‏کند و تحلیل می‏شود . بدون شناخت آن جهت‏گیری کلی، نه تنها سیره امام علیه السلام روشن نمی‏گردد، بلکه حوادث جزئی نیز بی‏معنا یا دارای معنای نادرست می‏شود .

 

۳- پس از صلح امام حسن مجتبی علیه السلام - که در سال چهلم هجری اتفاق افتاد - برنامه همه امامان علیهم السلام فقط این نبود که احکام الهی را بیان کنند بلکه همگی در صدد بودند که مقدمات تشکیل حکومت اسلامی به شیوه تشیع علوی را فراهم کنند . این مطلب به روشنی در زندگی و سخنان امام مجتبی علیه السلام دیده می‏شود . امام حسن علیه السلام پس از صلح با معاویه در پاسخ به معترضان می‏فرمود: "و ان ادری لعله فتنة لکم و متاع الی حین‏" (انبیاء/۱۱۱) این به روشنی می‏رساند که حضرت در انتظار آینده‏ای است و آن آینده، براندازی حکومت غیر اسلامی و ظالمانه و تاسیس حکومت اسلامی و عادلانه است; به این جهت‏به این افراد معترض می‏فرماید: شما از فلسفه صلح خبر ندارید

 

۴- پس از آن، نوبت‏به امام حسین علیه السلام رسید . آن بزرگوار هم روش امام مجتبی علیه السلام را تا ده سال ادامه داد تا آنکه معاویه مرد و شرایط تغییر کرد و واقعه عاشورا روی داد . نهضت‏حسینی قیامی بسیار مفید و سازنده آینده اسلام بود و هیچ راه درستی بجز آنکه امام حسین علیه السلام در آن اوضاع انجام داد، وجود نداشت . اما اگر آن شرایط پیش نیامده بود و امام حسین علیه السلام در آن واقعه شهید نمی‏شد، احتمال زیادی وجود داشت که حکومت اسلامی - شیعی تشکیل شود .

 

۵- هدف کلی و استراتژی امامان معصوم علیهم السلام تشکیل حکومت اسلامی به شیوه خاص اهل‏بیت علیهم السلام بود. بعد از شهادت سیدالشهداء علیه السلام، امام زین‏العابدین علیه السلام نیز همین هدف و خط مشی کلی را ادامه دادند . تمام عملکرد امام سجاد در دوره امامتش (از عاشورای سال ۶۱ هجری تا شهادت در سال ۹۴ هجری) باید بر اساس این خط کلی و اساسی تبیین و تحلیل و تفسیر شود . امام سجاد علیه السلام برای این هدف مقدس، یعنی تشکیل حکومت‏خدا بر روی زمین و عینیت‏بخشیدن به اسلام، بیش از سی سال، انواع تاکتیک‏ها و موضع‏گیریهای گوناگون را به کار برد و با سیاست و درایت و شجاعت و دقت و لطافت، آگاهانه برای تامین آن هدف کلی کوشید .

 

۶- زندگی امام سجاد علیه السلام بعد از عاشورا را می‏توان به دو بخش تقسیم کرد:

اول) دوره حماسه ساز اسارت

دوم) دوره بعد از اسارت

امام زین‏العابدین علیه السلام در دوره اول که دوره‏ای پرهیجان و عبرت‏انگیز بود، با گفتار و رفتارش حماسه آفرید و به دشمنان مقتدر خود، پاسخ‏های دندان شکن و پرخاشگرانه داد . در کوفه در مقابل عبیدالله بن زیاد آنچنان سخن گفت که ابن زیاد دستور داد ايشان را بکشند! و اگر دفاع جانانه حضرت زینب علیها السلام نبود و اینکه باید اینها را به عنوان اسیر به شام می‏بردند، به احتمال زیاد مرتکب قتل امام سجاد علیه السلام نیز می‏شدند .

دوره دوم (دوره بعد از اسارت) که بسیار طولانی (بیش از سی سال) است، بنای امام سجاد علیه السلام بر تلاش‏های زیربنایی و ملایم و حساب شده و آرام بود .

این سوال پرسیدنی است که: چرا امام سجاد علیه السلام در دوره اول، آنقدر انقلابی و پرخاشگرانه ظاهر شد و در دوره دوم، نرم و آرام و ملایم و با تقیه؟

پاسخ آن است که دوره بسیار کوتاه و سرنوشت‏ساز اول، فصلی استثنایی است که باید زمینه تلاش‏های آینده را برای حکومت الهی و اسلامی فراهم کند . در کوفه و شام امام سجاد علیه السلام باید آنچنان تند و برنده و تیز و صریح، مسائل را بیان کند که پیام اصلی "عاشورا" هرگز فراموش نشود و مردم بدانند که چرا امام حسین علیه السلام به شهادت رسید . نقش امام سجاد علیه السلام در این سفرها، نقش حضرت زینب علیها السلام بود; یعنی پیام رسانی انقلاب حسینی علیه السلام .

دوره بلند و سرنوشت‏ساز دوم، هنگامی آغاز شد که امام سجاد علیه السلام در مدینه به عنوان شهروندی محترم مشغول زندگی شد و کارش را از خانه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و حرم او آغاز کرد .

 

۷- بعد از عاشورا، در سراسر جهان اسلام به خصوص در حجاز و عراق، حالت رعب و وحشتی میان شیعیان به وجود آمد زیرا احساس شد که حکومت‏یزید آماده است‏برای تحکیم حکومت‏خودش، حتی فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را نیز بکشد . این رعب و هراس با وقوع چند حادثه دیگر از جمله واقعه حره کامل شد و اختناق شدیدی به وجود آمد.

ابو عمر مهدی از امام سجاد علیه السلام نقل می‏کند که فرمودند: " در سراسر مکه و مدینه حتی بیست نفر نیست که دوستدار ما اهل بیت علیهم السلام باشد ."

 

۸- بعد از شهادت امام حسین علیه السلام تا قبل از واقعه حره، هرچند مردم مرعوب شدند اما چنان نبود که به کلی نظام تشکیلات پیروان اهل بیت علیهم السلام به هم بریزد. زیرا در تاریخ بعد از عاشورا، حرکاتی ثبت‏شده است که حاکی از وجود تشکیلات شیعه است.

مثلا در همان روزهایی که خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در کوفه بودند، در یکی از شبها در محلی که آنها زندانی بودند، سنگی فرود آمد که نوشته‏ای به آن بسته بودند به این مضمون:

"حاکم کوفه شخصی را پیش یزید (در شام) فرستاده که درباره وضعیت و سرنوشت‏شما از او کسب تکلیف کند . اگر تا فردا شب صدای تکبیر شنیدید، بدانید که شما در همین جا کشته خواهید شد و اگر نشنیدید، بدانید که وضع بهتر خواهد شد."

از این حکایت روشن می‏شود که کسی از شیعه و دوستان اهل بیت علیهم السلام در دستگاه ابن زیاد حضور و نفوذ داشته و می‏توانسته اطلاعاتی از زندان و سرنوشت زندانیان به دست آورد و اخبار را با صدای تکبیر به اهل‏بیت علیهم السلام برساند .

نمونه هاي دیگري از اين دست نيز در تاريخ ثبت شده است.

 

۹-  واقعه حره در سال ۶۳ هجری اتفاق افتاد . جریان به طور خلاصه این بود که در سال ۶۲ هجری جوان کم تجربه‏ای از بنی‏امیه، والی مدینه شد . او برای آنکه مردم انس و الفتی با یزید پیدا کنند و اختلافات کم شود، عده‏ای از اهل مدینه را، که غالبا از اراتمندان امام سجاد علیه السلام بودند، به شام فرستاد . آنان رفتند و چند روزی در آنجا مهمان شدند و برگشتند . وقتی به مدینه بازگشتند، به مردم گفتند: یزید چگونه می‏تواند خلیفه باشد در حالی که اهل شرب خمر، بازی با سگ‏ها و انواع فسق و فجور است! بنابراین ما یزید را از خلافت‏خلع کردیم.

نتیجه، دقیقا برعکس نظر والی مدینه شد . و مردم مدینه بر علیه یزید قیام کردند .

یزید یکی از سرداران خونخوار بنی‏امیه به نام مسلم بن عقبه را برای سرکوبی قیام به مدینه فرستاد . به دستور این فرمانده جنایتکار، چند روز شهر مدینه در محاصره قرار گرفت و بعد لشکریان وارد شهر شدند و مردم را قتل عام کرده و از هیچ جنایتی خودداری نکردند . آنقدر مسلم بن عقبه جنایت کرد که پس از آن، مسرف بن عقبه نامیده شد . این واقعه، آنقدر تلخ و فجیع بود که بزرگ‏ترین وسیله برای ارعاب دوستان و پیروان اهل بیت علیهم السلام گردید به خصوص از آن جهت که عده‏ای کشته و زخمی و عده‏ای گریخته و آواره شدند و جمعی از یاران خوب اهل بیت علیهم السلام مثل "عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه" به شهادت رسیدند .

حادثه دیگر که موجب شکست و تضعیف شدید شیعیان گردید، واقعه شهادت مختار در کوفه و تسلط عبدالملک بن مروان بود . عبدالملک بن مروان که یکی از مدبرترین خلفای بنی‏امیه بود، همه جهان اسلام را با ارعاب و اختناق شدید تحت‏سلطه خود درآورد .

بعد از واقعه حره و شکست‏حرکت توابین در عراق و شهادت مختار و شهادت ابراهیم‏بن مالک اشتر نخعی و دیگر بزرگان شیعه، مدینه و کوفه - دو مرکز اصلی تشیع - خاموش شد و پیروان اهل بیت علیهم السلام در نهایت غربت و تنهایی باقی ماندند .

 

۱۰- اگر امام سجاد علیه السلام در آن شرایط قیام مسلحانه می‏کرد و آشکارا با بنی‏امیه به مبارزه می‏پرداخت، یقینا ریشه شیعه کنده می‏شد و هیچ زمینه‏ای برای رشد مکتب اهل بیت علیهم السلام و دستگاه امامت و ولایت در دوران بعد باقی نمی‏ماند . به همین دلیل، امام سجاد علنا قیام مختار را تایید نکرد تا رابطه‏ای بین آنها احساس نشود.

 

۱۱-  بدون شک، هدف نهایی امام سجاد علیه السلام ایجاد حکومت اسلامی بود . برای ایجاد حکومت اسلامی چند امر باید تامین می‏شد:

الف) باید اندیشه درست اسلامی که امامان اطهار علیهم السلام حاملان واقعی آن هستند و مبنا و زیربنای حکومت اسلامی است، تدوین، تدریس و منتشر شود .

ب) آشناکردن مردم نسبت‏به حقانیت اهل بیت علیهم السلام و مصادیق راستین اولی الامر و خلفاءالله که حکومت اسلامی باید به وسیله آنان اقامه شود .

ج) باید تشکیلات منسجم و شایسته‏ای از شیعیان تشکیل شود تا زمینه تشکیل حکومت اسلامی فراهم شود .

همه موضع گیریها، روایات، موعظه‏ها، نامه‏ها و خلاصه تمامی عملکرد امام سجاد علیه السلام در طول زندگی برای تحقق این سه امر بود. البته امام سجاد علیه السلام در فکر آن نبودند که در زمان خودشان حکومت اسلامی ایجاد کنند، زیرا امکان نداشت؛ ‏بلکه برای آینده تلاش می‏کرد .

برای هرکدام از این سه امر، مشکلات فراوانی وجود داشت:

الف)  اندیشه اصیل اسلامی تحریف شده و اندیشه جاهلی حاکم و غالب شده بود .

ب) تبلیغات اموی بر ضد اهل بیت علیهم السلام چنان گسترش یافته بود که مردم حتی در نمازها، به سب و لعن اهل بیت علیهم السلام می‏پرداختند!

ج) تشکیلات شیعه بر اثر اختناق و ارعاب و فقر و فشار اقتصادی و فرهنگی و سیاسی، متلاشی شده بود.

 

۱۲- اظهارات و روایات صادره از ائمه علیهم السلام بهترین منبع و مدرک برای شناخت زندگی آنها است‏به شرط آنکه هدف و مقصد کلی و خط مشی اصلی آنها را بشناسیم .

امام سجاد علیه السلام چون در دوران اختناق زندگی می‏کردند و نمی‏توانستند مفاهیم مورد نظرشان را آشکار و صریح بیان کنند، از دو روش استفاده می‏کردند:

اول روش دعا که در صحیفه سجادیه متجلی است.

دوم روش موعظه که در غالب بیانات و روایات امام سجاد علیه السلام متبلور است .

با این دو روش حکیمانه، ایدئولوژی و اندیشه‏های درست را به بهترین شکل منتقل می‏کردند .

 

۱۳- صحیفه سجادیه مجموعه‏ای از ادعیه است درباره همه موضوعاتی که انسان در یک زندگی بیدار و هوشمندانه باید به آن توجه کند . امام علیه السلام به زبان دعا ، انگیزه‏های یک زندگی اسلامی را در ذهن مردم بیدار و زنده می‏کند تا اصلاح جامعه آغاز گردد .

 

۱۴- برخی از مطالب امام سجاد علیه السلام در روش موعظه، خطاب به عموم مردم است و برخی دیگر خطاب به شیعه . در آنجا که مخاطب همه مردم هستند اولا غالبا به آیات قرآن استناد می‏شود و ثانیا صریحا دستگاه حکومتی مورد عتاب و انتقاد قرار نمی‏گیرد و صرفا بیان اندیشه و ایدئولوژی اسلامی به صورت پند و نصیحت است . استناد به قرآن کریم از آن نظر ضروری بود که عموم مردم، معرفت کافی نسبت‏به امام سجاد علیه السلام نداشتند و استدلال می‏طلبیدند. پرهیز از انتقاد صریح نیز برای رعایت تقیه بود .

حضرت زین‏العابدین علیه السلام سخن را با لحن موعظه به این صورت آغاز می‏کند که:

ایها الناس اتقوا الله واعلموا انکم الیه راجعون... تقوای خدا را پیشه کنید و بدانید که به سوی خدا برمی‏گردید. الا و ان اول ما یسالانک عن ربک الذی کنت تعبده؛ بدان که وقتی نکیر و منکر به سراغ تو می‏آیند اولین چیزی که آن دو می‏پرسند، از خدای توست که او را عبادت می‏کردی و عن نبیک الذی ارسل الیک؛ از پیامبری که به سوی تو فرستاده شده، می‏پرسند و عن دینک الذی کنت تدین به؛ و از دینت می‏پرسند که به آن معتقد بودی و عن کتابک الذی کنت تتلوه؛ و از کتابت که آن را تلاوت می‏کردی، می‏پرسند .

و آنگاه امام سجاد علیه السلام می‏رسد به نکته اصلی و محوری: و عن امامک الذی کنت تتولا؛ و از امامی که تو ولایت آن را داری، می‏پرسند .

در زبان و بیان ائمه علیهم السلام مساله امامت‏یعنی مساله حکومت و فرقی بین مساله امامت و مساله ولایت نیست . امامی که در اینجا ذکر می‏شود، یعنی جانشین پیامبر که هم متکفل ارشاد و هدایت دینی توست و هم متکفل هدایت و ارشاد امور زندگی در دنیا؛ امام یعنی رهبر جامعه.

امام سجاد علیه السلام وقتی می‏فرماید: "از امامت از تو می‏پرسند" ، یعنی به تو می‏گویند که آیا امام درستی انتخاب کردی؟ و آن کسی که بر تو حکومت می‏کند و رهبر جامعه است، آیا به راستی انتخاب کردی؟ آیا خدا به امامتش راضی است؟

با این روش آرام و موعظه‏آمیز، مردم را بیدار و حساس می‏کند درباره مساله امامت، در حالی که بنی‏امیه اساسا میل نداشت که بحثی درباره امامت و حکومت‏شود .

دو نکته در موعظه‏های عمومی امام سجاد علیه السلام باید مورد توجه قرار گیرد:

یک: این بحثها صرف آموزش نیست‏بلکه بیشتر از آنکه تعلیم باشد، تذکر و یادآوری است. زیرا در آن زمان انحراف و تحریف در اصول دین واقع نشده بود ولی مردم فراموش کرده بودند . زندگی مادی، توحید و نبوت و معاد را از یادشان برده بود .

دو: امام سجاد علیه السلام بر مساله امامت تاکید خاص دارد . بر اساس همان خط مشی کلی و هدف نهایی(تشکیل حکومت اسلامی به روش اهل بیت علیهم السلام)، امام سجاد در موعظه‏های عمومی خود نیز مساله ولایت و امامت و حکومت را یادآوری می‏کرد البته به صورتی که حساسیت دشمن برانگیخته نشود و در عین حال، مردم متنبه شوند .

"موعظه‏های اختصاصی" امام سجاد علیه السلام آن مواعظی است که خطاب به شیعه صورت گرفته است و کاملا مشخص است که مخاطبان، از مخالفان دستگاه حاکم هستند . این موعظه‏های اختصاصی برای کادر سازی است تا در صورت ایجاد حکومت اسلامی، مسئولیت‏های مهم را برعهده بگیرند .

یک نمونه از این موعظه‏های اختصاصی در كتاب"تحف العقول‏" ذکر شده است; این موعظه چنین آغاز می‏شود: کفانا الله و ایاکم کید الظالمین و بغی الحاسدین و بطش الظالمین ایها المؤمنون . خود این خطاب نشان می‏دهد که امام و مخاطبان، در این جهت‏با هم شریکند که مورد خطر و تهدید دستگاه حاکم هستند . "لایفتننکم الطواغیت و اتباعهم من اهل الرغبة فی الدنیا المائلون الیها المفتونون بها المقبلون علیها ... و ان الامور الواردة علیکم فی کل یوم و لیلة من مظلمات الفتن و حوادث البدع و سنن الجور و بوائق الزمان و هیبة السلطان و وسوسة الشیطان لتشبط القلوب عن نیتها..."  طاغوت‏ها و پیروان دنیاپرست آنها، شما را فریب ندهند . این حوادثی که در زندگی شب و روز برای شما - در دوران خفقان و مبارزه - پیش می‏آید، دلها را از نیت و جهتی که دارند باز می‏دارد و از آن انگیزه لازم برای مبارزه می‏کاهد . "و تذهبها عن موجودالهدی و معرفة اهل الحق و ایاکم و صحبة‏العاصین و معونة‏الظالمین" و هدایت موجود را از یاد می‏برد و شناخت اهل حق را به فراموشی می‏سپارد. سپس امام سجاد علیه السلام موعظه می‏کند و هشدار می‏دهد که از همنشینی با گنه‏کاران بپرهیزید و ظالمان را یاری مکنید . روشن است که امام علیه السلام عده‏ای از مؤمنین و هواداران را جمع کرده و دارد با روش موعظه، آنها را دلگرم و امیدوار می‏کند و از نزدیک شدن به دستگاه ستمگر زمان (عبدالملک بن مروان) منع و نهی می‏کند و آنها را شاداب و با طراوت و سرزنده نگه می‏دارد برای روزی که وجودشان بتواند در راه حکومت اسلامی مؤثر واقع شود .

 

۱۵- امام سجاد علیه السلام با یادآوری تجربه‏های گذشته پیروان اهل بیت علیهم السلام در قیام عاشورا، واقعه حره، شهادت حجربن عدی و رشید حجری و ... می‏خواست‏شیعه را در مبارزه ثابت قدم‏تر گرداند: "فقد لعمری استدبرتم من الامورالماضیة فی الایام الخالیة من الفتن المتراکمة والانهماک فیها ما تستدلون به علی تجنب الغواة و ..." به جان خودم قسم شما از جریان‏های گذشته در دوران‏های پیشین که پشت‏سر گذاشته‏اید، از فتنه‏های انباشته و متراکم و غرق شدن در این فتنه‏ها تجربه‏هایی را می‏توانید از آن آزمایش‏ها استفاده کنید و بر اجتناب از گمراهان و اهل بدعت‏ها و مفسدین در زمین راه یابید .

امام سجاد علیه السلام در اینجا به صراحت، مساله امامت و ولایت را مطرح می‏کند:

"فقدموا امرالله وطاعته و طاعة من اوجب الله طاعته و لا تقدموا الامور الواردة علیکم من طاعة الطواغیت و فتنة زهرة الدنیا بین یدی امرالله و طاعته و طاعة اولی الامر منکم"  فرمان خدا و اطاعت او را مقدم بدارید و همچنین اطاعت کسی را که خدا، اطاعت او را واجب کرده است . اطاعت طاغوت‏ها - عبدالملک بن مروان‏ها - را بر اطاعت‏خدا و اطاعت رسول خدا و اطاعت اولوا الامر واقعی مقدم نکنید .

امام زین العابدین علیه السلام با این بیان، در حقیقت‏برای نظام حکومتی مورد نظر خود که حکومت علوی و الهی و اسلامی بود، تبلیغ و فرهنگ سازی می‏کرد .

 

۱۶- رساله حقوق امام سجاد علیه السلام، نامه بسیار مفصلی است‏. به اندازه یک کتاب که به یکی از دوستانشان نوشته‏اند و در آن حقوق افراد و اشخاص بر یکدیگر بیان شده است. در این رساله، علاوه بر حقوق الهی و اعضاء و جوارح و همسایه و خانواده، حقوق متقابل مردم و حاکم اسلامی نیز بدون ایجاد تنش و به صورت آرام و بدون ذکر مبارزه برای ایجاد حکومت اسلامی در آینده، بیان شده است .

در واقع این رساله برای آن تالیف شده است که اگر در آینده حکومت اسلامی مورد نظر امام سجاد علیه السلام تشکیل گردید، مناسبات و روابط و حقوق متقابل مردم و حاکم اسلامی، قبلا در ذهن مسلمانان شکل گرفته و معلوم شده باشد .

 

۱۷- كلام آخر؛

علی رغم آنکه امام سجاد علیه السلام در دوران امامت پربرکت‏خود - که ۳۴ سال طول کشید - تعرض آشکاری به دستگاه خلافت نداشت ولی فعالیت‏های فرهنگی آن بزرگوار و تعلیم و تربیت عناصر مؤمن و مخلص، بنی‏امیه را نسبت‏به آن حضرت بدبین کرد به طوری که به آن امام علیه السلام تعرض هم کردند و دست کم یک بار آن حضرت را با غل و زنجیر از مدینه به شام بردند .

این غل و زنجیری که نسبت‏به امام سجاد علیه السلام معروف است، به طور یقین معلوم نیست که در واقعه کربلا باشد؛ اما در دوران امامت و از مدینه به شام، یقینی است . امام سجاد علیه السلام در موارد متعدد دیگری مورد شکنجه و آزار مخالفان قرار گرفت و سرانجام در سال ۹۶ هجری در زمان خلافت ولید بن عبدالملک، به وسیله عمال خلافت، مسموم شد و به سعادت "شهادت‏" رسید .

سلام الله علیه یوم ولد و یوم عاش و یوم استشهد و یوم یبعث‏حیا .


 

ببخشيد اگر طولاني بودن متن خسته تون كرد. بفرمايين جرعه اي كتاب نوش جان كنين:

 

كتابخانه حسيني

 

امام سجاد، جمال نيايشگران

تاريخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقرعليهما السلام

رساله حقوق امام سجاد عليه السلام

سجاده عشق

نوحه خواني در عزاي امام

 

 

ياعلي

 

+ نوشته شده در دوشنبه 23 دی1387ساعت 6:28 قبل از ظهر توسط مجيد |

سلام

چون امير سالاري بنا نداره تا وبلاگش رو فعلا روشن كنه اين مطلب رو براي محرم فرستاد تا از طرف ايشون بذارم:

 

 

يك سال گذشت ...

 

چه خبر شد؟ چي عوض شد؟ دوباره ... .

 

يك سال گذشت و دوباره نشسته‌ام بنويسم و نمي‌شود؛ يك سال گذشت و هنوز ... . بگذريم ... . چرا بگذريم؟ مگر مسأله همين نيست؟ بگذار يك بار براي هميشه ... .

 

يك سال گذشت و هنوز خوني كه پارسال ريختم از سرانگشتانم سرازير است؛ هنوز تازه است ... انگار برگشته‌ام تا غنائم بازمانده و روي زمين ريخته را جمع كنم (مگر چيزي هم مانده بود؟).

 

انگار بعد يك سال دوباره يقه‌ام را به زور گرفته‌اند و آورده‌اند تا از بچه‌هاي آقايم بخواهم تا خون بابايشان را از روي دستانم پاك كنند؛ انگار آمده‌ام از آنها بخواهم دستان آلوده‌ام را بي‌نگاه به سينۀ سياه‌ترم بشويند ... باز هم مي‌خواهم بنويسم، ولي به جاي جوهر خون است كه جاري مي‌شود ... آي ... هنوز نگاهش جلوي چشمانم است.

 

اه! اين‌طوري نمي‌شود! هر روز با خودم عهد مي‌كنم كه امشب ... امشب ديگر مي‌روم و مكافاتم را تمام مي‌كنم، ولي باز فردا صبح مي‌شود و توي سر زدن و دشنام به خود دادن و وعدۀ همان روز و باز فردا و ... . باز هم زير لب: «از نخستِ زندگي هرگز نمي‌شد باورم ... ».

 

ديگر از خودم هم خجالت مي‌كشم از اين‌كه بخوانم: «او مرا مي‌خواند و من آن روز دستم بسته بود ... كاش آن‌جا ...». هنوز هم از رو نرفته‌ام. هنوز هم دستم بسته است. هنوز هم دستم توي صدتا ماجرا گير است كه هيچ چيز از هيچ‌كدام نگاهي به او ندارد.

 

اه! فايده‌اي ندارد ... اصلاً همين الآن مي‌روم و كار را تمام مي‌كنم ... .

 

*        *        *

 

آقا! آقا!؟ آقاي من! روم نمي‌شه بيام تو. اجازه مي‌دي؟ آقا جوابمو نمي‌دي؟ آقا خيلي شرمنده‌ام. آقا فقط مي‌خوام بيام يه كم كنارت بشينم. فقط مي‌خوام برات حرف بزنم ... . آقا فقط مي‌خوام به درد دلم گوش بدي (اصلاً بگو مگه شماها اون روز به درد دلم گوش دادين؟ مگه ... ). آقا ... اصلاً فقط اومدم يه چيزايي رو بگم و برم. آقا روتو برنگردون ... روتم برمي‌گردوني نرو! اصلاً همين طوري كه داري مي‌ري برات حرف مي‌زنم ... .

 

آقا خسته‌ام؛ آقاي خوبم ... آقا دلم خيلي پره. آقا خيلي گرفتارم ... مي‌دونم خيلي جفتك انداختم؛ مي‌دونم هر چي گفتي پشتمو بهت برگردوندم ... . مي‌دونم هر چي دور و برم بود رو هم با خودم پايين كشيدم ... .

 

آقا خيلي دلم گرفته ... مي‌خوام براي خودم گريه كنم ... مي‌خوام به درد دلم توي سرم بزنم ... . آقا خسته شدم از بس توي آينه براي خودم قيافه گرفتم تا خودم هم باور كنم؛ آقا دلم خون شد از بس توي ديوار زدم و باز برگشتم و پشت سرمو هم نگاه نكردم.

 

آقا يه كاري مي‌كني خدا از سر تقصيراتم بگذره؟ از خدا مي‌خواي همين‌طوري سياه‌سياه از روي پل ردم كنه؟ مي دونم خيلي پرروئيه. آقايي ... آقا ... چيكار كنم خوب؟ دلم گرفته. درد دلمو توي كدوم چاه فرياد بزنم؟ توي كدوم گوش بخونم؟ ... اگه يه چيزي بگم توي صورتم تف نميندازي؟ آقا گوش مي‌دي به حرفم؟

 

تو رو خدا بمون. مي‌دونم توي دلت مي‌گي: «اين بچه‌هاي قابيلو ببين! خونم رو ريختين، اهلم رو كشتين، حرمم رو بردين، حرفمو روي زمين گذاشتين. هر چي خواستم "نه" گفتين، هر كاري كردم وارونه‌اش كردين، هر چي گفتم رو به سود خودتون كردين، هر چي خواستين به اسمم گفتين، هر چي صداتون زدم سرتونو پايين انداختين، دين من رو منهاي من خواستين، من رو منهاي دينم خواستين، به در و ديوار زدين تا چيزي از من باقي نمونه ... قربون صدقه‌ام رفتين و توي صورتم زدين ... هر كاري گفتم نكنين كردين ...». آره، مي‌دونم ... ولي آقا ... .

 

آقا تو تنها آدمي هستي كه مي‌تونم بهش بگم پشيمونم ... آقا پشيمونم ... (مي دونم خيلي بي‌ادبي مي‌خواد، ولي مي‌گم) آقا به جان بچه‌هات پشيمونم ... . آره، مي‌دونم كه مي‌دوني بهت دروغ مي‌گم ... مي‌دونم از همون اول مي‌دونستي اومدم برات نقش بازي كنم؛ مي‌دونستي اومدم گولت بزنم ... اومدم بيشتر بهت توهين كنم ... اومدم اون همه اذيت و آزار رو با تنها كاري كه اون روز (سال 61 رو مي‌گم ... مگه مي‌شه يادت بره؟!) نتونستم بكنم، يعني توهين، تكميل كنم ... .

 

آخيش ...! آقا سر دلم يه خورده سبك شد ... . آقا مي‌دونم داري مي‌ري ... ولي از خدا بخواه منو ببخشه. ازش بخواه ... مي دوني كه؟!

 

آقا از خودت نمي‌خوام منو ببخشي؛ مي‌دونم از همون اول منو بخشيدي ... . خوب چيه؟ اصلاً منو ببخش! از همون اولشم مي‌دونستي اومدم همينو بگم ... باشه؟ حله؟ از همون اولم براي اين نگام نكردي كه هي نگات كنم ... تا نقش قشنگت بيشتر توي چشمم بمونه. مي‌دوني كه ؟... من عادت ندارم آسون بخشيده بشم و بخشيده بمونم ... زندگيه ديگه ...!

 

حالا كه منو بخشيدي يه كاري كن عوض بشم! يه كاري كن آدم بشم. مي دونم چي دارم ازت مي‌خوام... به دزدي كه از راه ديوار خونه‌ات تو اومده يه چيزي بده كه دست خالي نره ... .

 

آقا ببخش كه پر حرفي كردم. خداحافظ.

 

اِ؟ آقا؟! آقا! ... آقا اين نوشته رو جا گذاشتي!

 

*        *        *

 

حرف توي گلويم گير كرده است ... بغضم نمي‌شكند ... هاي و هاي اشك است كه پايين مي آيد و ... . آقا ... آقا خيلي آقايي ... مي‌دونستم ازم نااميد نشدي ... تنها جملۀ نوشته رو بارها و بارها مي‌خونم ... :

«هل من ناصر ينصرني؟»

 

*        *        *

 

خدايا خدايا مرا مي‌برند                              كجا مي‌برندم كجا مي‌برند؟

مرا غير از اين دل نصيبي نبود                      خدايا خدايا چرا مي‌برند؟

دريغا بهاران اين باغ را                                به گلزار آلاله‌ها مي‌برند

دليل بقاي مرا اي دريغ                               به آرامگاه بقا مي‌برند

كجا مي‌برندم كجا مي‌برند؟                        كجا مي‌برندم كجا مي‌برند؟

چه كردي كه اين گونه اين قدسيان               تو را مرحبا مرحبا مي‌برند؟

چه كردي كه خاك تو را اي عزيز                   ازين پس براي شفا مي‌برند؟

+ نوشته شده در یکشنبه 22 دی1387ساعت 10:24 قبل از ظهر توسط مجيد |

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

برنامه دهه اول محرم هیات اینترنتی محبان الحسین به این شرح اعلام میشود:

شب

تاریخ

روضه

میزبان

شب اول محرم

یکشنبه

۸۷/۱۰/۸

روضه حضرت مسلم (ع)

 

محمد پوربخش

امیر امیری فر

شب دوم محرم

دوشنبه

۸۷/۱۰/۹

ورود کاروان به کربلا

محمدرضا سراج زاده

شب سوم محرم

سه شنبه

۸۷/۱۰/۱۰

روضه حضرت رقیه (س)

سید محمد حسین حمیدی

شب چهارم محرم

چهارشنبه

۸۷/۱۰/۱۱

روضه جناب حر (ع)

محسن محمدپور

ٌٌصدف

شب پنجم محرم

پنجشنبه

۸۷/۱۰/۱۲

روضه حضرت

عبدالله بن الحسن(ع)

كوثر ايرانمنش

شب ششم محرم

جمعه

۸۷/۱۰/۱۳

روضه حضرت

 قاسم بن الحسن(ع)

عبدالرحمان منصوری راد

شب هفتم محرم

شنبه

۸۷/۱۰/۱۴

روضه حضرت

 علی اصغر(ع)

مریم ف.

نرگس بورونی

شب هشتم محرم

یکشنبه

۸۷/۱۰/۱۵

روضه حضرت

علی اکبر (ع)

عطیه حجاریان

 

شب نهم محرم

دوشنبه

۸۷/۱۰/۱۶

روضه حضرت

عباس (ع)

مجيد تولايي

مریم دهخدایی

صبا

شب دهم محرم

سه شنبه

۸۷/۱۰/۱۷

روضه سالار شهیدان و روز عاشورا

سمانه سبزياني

مهدي رودكي

شب یازدهم محرم

چهارشنبه

۸۷/۱۰/۱۸

شام غریبان

روضه اسارت کاروان

علی بستانی

شب دوازدهم محرم

پنجشنبه

۸۷/۱۰/۱۹

روضه حضرت سجاد (ع)

مجید احسانی نیک

 

سلام دوستان

چند تا نكته هست كه بايد عرض كنم:

اول: چون حس ميكنم نظر دوستان در مورد محتواي برنامه هاي هيات كمي متفاوت است، فكر كنم بهتره هركس با فهم و سليقه خودش براي سالار شهيدان اقامه عزا كند. ولي همه سعي كنيم به هم كمك كنيم تا محرم امسال رو بهتر از هرسال درك كنيم.

دوم: خواهش ميكنم ذكر مصيبت هر شب رو به سنت صحيح متعارف زنده نگه داريم و تغييري در اين برنامه نديم.

سوم: بخش نظرات وبلاگ خیلی جای خوبیه تا فهم خودمون رو به دیگران منتقل کنیم یا اگر نکته ای بود به هم یاد بدیم.

چهارم: خواهش ميكنم برنامه هيات رو در وبلاگتون قرار بدین تا همه باخبر بشن.

پنچم: اگر مطلب خاصی بود که نمی خواستین بصورت عمومی بگین، یا نظر خصوصی بذارین و یا به من ايميل بزنين. ehsani57@gmail.com

ششم: پذيرايي از مهمانهاي حضرت اباعبدالله عليه السلام رو فراموش نكنين. با فايلهاي كتاب يا هرچيز مفيد ديگه اي كه خودتون صلاح ميدونين.

هفتم: هركسي براي هرشبي كه خواست برنامه داشته باشه خبرم كنه تا اسمش رو به برنامه اضافه كنم.

هشتم: يادتون باشه همه محتاجيم به دعاي هم... التماس دعا

یاعلی

+ نوشته شده در یکشنبه 8 دی1387ساعت 4:21 قبل از ظهر توسط مجيد |

بسم الله

سلام دوستان

احتمالا اغلب شما يادتون هست. ولي براي دوستان جديدمون ميگم.

پارسال همين موقع ها بود كه دوستان  وبلاگي براي دهه اول محرم به هیات اينترنتي به نام

"محبان الحسین علیه السلام"

راه اندازي كردند.

اگر خواستيد، ماجراي راه افتادن اين هيات و برنامه سال گذشته آن را ببينيد.

الان هم كمتر از يك هفته به آغاز ماه محرم مونده؛ هركدوم از دوستان پيشنهاد خاصي براي شيوه برگزاري امسال هيات دارند يا هر نكته اي كه فكر مي كنند مفيده برامون، تا آخر اين هفته به من اطلاع بدن تا بتونيم قبل از شروع ماه محرم برنامه هيات رو اعلام كنيم.

دوست عزيزم؛ اين كار ربطي به آشنايي تو با من و ديگري و رو در وايسي و تعارفات و ... نداره.

هركسي هرجوري كه از دستش مياد كمك كنه كوتاهي نكنه

لطفا همه دوستان تون رو زود خبر كنين

 

 

هر كه دارد هوس كرب و بلا

بسم الله

+ نوشته شده در سه شنبه 3 دی1387ساعت 7:20 قبل از ظهر توسط مجيد |