تبليغاتX
بچه شيطون

خیلی دلم میخاد مثل 10-12 سال پیش

یهو بزنم همه کاسه کوزه هام رو بشکونم

...

اگه این کار رو نکردم!

+ نوشته شده در جمعه 31 خرداد1387ساعت 0:17 قبل از ظهر توسط مجيد |

دوست عزیزم!

دشمن محترمم!         

میشه یه کم تکراری نباشی...

+ نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387ساعت 4:43 قبل از ظهر توسط مجيد |

شب بود گل خانه ما را بردند

بی جان تن جانانه ما را بردند

آهسته در سوخته را وا کردند

خاکســتر پروانه ما را بردند

یا زهرای مرضیه

خیلی دوست داشتم برای ایام مبارکه فاطمیه دومین برنامه هیات اینترنتی محبان الحسین علیه السلام را به کمک دوستان برگزار کنیم که به دلایلی نتوانستم و دوستان هم اغلب درگیر امتحانات بودم. قصور بنده را ببخشید.

جهت عرض ادب به ساحت مقدس بانوی بی بدیل عالم امکان این مختصر را تقدیم میکنم.

این شعر از سروده های حاج شیخ رضا جعفری است:

سلام می کنم و میخورد به دیواری

که بی خیال گذشت از مقابلم ، آری

سکوت می وزد و می گزند آه مرا

رتیل فاسقی و عنکبوت معماری

نشد تمامیت خوشه ام شراب شود

کشید پنجه به تاکم شغال مکاری

دو گوشواره و یک مشت خاک خوشبو را

گره زدم به پر روسری گلداری ...

که باد آمد و بردش به زادگاهش : عرش

قدیمتر ، به قلم ، لوح و هر چه بشماری

و آب از آب تکان هم نخورد باز امروز

سلام می کنم و میخورد به دیواری ...


پی نوشت اول: دفعتا خبر آمد که فدک از دست رفت

پی نوشت دوم: يكي گفت: نشد، اينطور نمى شود، نبش قبر خواهيم كرد

+ نوشته شده در دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 5:36 قبل از ظهر توسط مجيد |