تبليغاتX
بچه شيطون
نمیدونم درسته بگم یا نه

ولی هر کاری میکنم نمیتونم امشب چیزی بنویسم

الان چند ساعته که نشستم و دارم با خودم کلنجار میرم و ...

با اجازتون من عصر تاسوعا مینویسم انشاالله

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 دی1386ساعت 7:54 بعد از ظهر توسط مجيد |

مهدی رودکی از دوستان صمیمی حدودا ده ساله است. انگار کامپیوترش خراب شده بود نمی تونست تو وبلاگ خودش مطلب بنویسه و چون میخواست برای شب تاسوعا بنویسه برای من فرستاد تا از اینجا با شما صحبت کنه:

 اینا حرفای دل منه. متاسفانه نه مطالعه ام زیاد بوده تا حالا، نه بلدم مثل دوستان خوب حرف و قلم بزنم... فقط وقتی دیدم یه هیئت اینترنتی بر پا کردن دوستان، نتونستم بیکار بشینم. مثل قدیما که کوچیکتر بودیم و عشقمون این بود که همه رو هل بدیم و بریم وسط کوچه هایی که عزادارا واسه سینه زدن می ساختن و میوندار میشدیم. تو خیال خودمون کلی حال می کردیم اون موقع ها. همیشه دوست داشتم کمک کنم محرما و عزاداریا. البته نمیخوام بگم چیزی می فهمیدم، شاید فقط دوست  داشتم منم یه جورایی قاطی بزرگتر ها باشم تو این برنامه و... اما هر چی بود هنوزم اون روزا و اون حال و هوا رو دوست دارم.

برای همین هم بود که خواستم این بار هم یه کاری کرده باشم...

************************************************

-    نمیدونم داداش دارید یا نه. فکر کن یه روزی با داداشت داری میری بیرون. بابات خیلی آروم و از روی عادت میگه مراقب باشید. بیرون که هستید به هر دلیلی چند نفر متعرض میشن به داداشت. دو تا راه داری: میتونی کنار بایستی و تماشا  کنی  که اونوقت باید وقتی برگشتی خونه جلو بابات و از اون مهم تر داداشت سرت رو بندازی پایین... یا بری جلو و سینه خودتو سپر کنی که هر چی شد تو اول  باشی.

 »یا ابالفضل العباس (ع)

 فکرش که مظهرغیرت خدا وقتی امان نامه رو دید چه حالی شد وجلو داداش چقدر شرمنده شد دیوونه ام  میکنه.... یه دلش تو خیمه هاست و یه دلش مدینه .... آخرین وصایای دختر رسول خـدا رو که به یاد میاره ....  یه گوشش به وا عطشای بچه ها و یه گوشش به گل پرپر علی(ع) .... از روی همه خجل

************

-    چند وقت پیش بود که توی اینترنت همه شب یلدا رو تبریک  می گفتن. خیلی لطف داشتن، اما بهشون گفتم: شب یلدای ما تقریبا یه ماه دیگه است... یعنی فردا شب

نمیدونم دلیلش چی بود، ولی هرچی  که بود اون شب دلم هوای محرم کرد و یه صدایی توی گوشم این مصرع آشنا رو تکرار میکرد که :  مکن  ای  صبح  طلوع ..... مکن  ای  صبح  طلوع

 » یا علمدار حسین (ع)

امشب تو خیمه ها غوغایی برپاست .... همه منتظر صبح اند .... اونایی که به امید شهادت در راه امامشون منتظر صبح هستن و اون کوچولوهایی که دیگه طاقت ندارن .... شاید فردا عمو آب بیاره

ولی من از قول چندنفرشون میگم : مکن  ای  صبح  طلوع ....

ابا عبدالله  تا صبح  چی کشیده زبون از گفتنش قاصره .... فکرش هم تو ذهنت  قابل هضم نیست .... بابا آخه رابطه امام با خواهرش وحشتناک قوی و عمیقه .... امام که مظهر مهربونیه .... وقتی میدونه با گلهاش چیکار قراره بکنن .... گلهای زینبش .... دردونه امام حسن (ع) .... عباسش .... علمدارش ....

سقای کربلا چی کشید .... صبح که بشه  بچه ها بیدار میشن .... پس چرا زمان انقدر کند میگذره .... چرا صبح نمیشه برم آب بیارم .... داداش .... این طولانی ترین شب سال باید باشه ....

************

 -    یه دختر خاله کوچولو و خشکل دارم  که از همون  اول خیلی با من عیاق بود. هر وقت  گریه  می کرد یکی از کسایی که میتونست بغلش کنه تا آروم بشه من بودم. به من می گفت عمویی! خیلی وقتا خودم با شیشه بهش شیر می دادم... گذشت و گذشت تا بزرگتر شد. شاید یه وقتایی که کار داشتم و یه چیزی می خواست  پی گوش مینداختم  و اول کارم  رو انجام میدادم ، ولـی وقتی گریه می کرد اونوقت  باید بغلش می کردم و خودم میبردم و اون چیز رو بهش می دادم یا  یه جوری  گولش می زدم و با یه چیز دیگه راضیش میکردم.

اما......  وقتی می گفت آب میخوام که دیگه دست و دلت به کاری نمیرفت. مگه میتونه آدم یه بچه رو انقدر تشنه بذاره تا گریه اش در بیاد؟ عادت داشتم وقتی بهش آب میدادم ، وایسم همونجا و آب خوردنش رو نگاه کنم. احساس خوبی بهم میداد. همیشه هم آخرش ازش می پرسیدم سیر شدی یا نه!

و بازم وقتی به علتش فکر می کنم فقط به این نتیجه میرسم که این کار (آب دادن به یه بچه) انقدر بدیهی و غریضی برام پیش میاد و لذت بخشه که اصلا  تعلل توش رخ نمیده....

 » یا سقای بی مشک

انقدر عمو عباس رو ملتمسانه نگاه کردن این بچه ها .... دیگه طاقت نیاورد ....  وا عطشا به کربلا ....

************

 -    یادم میاد بچه تر که بودیم بهمون یاد میدادن که وقتی آب خوردیم، بعدش بگیم سلام بر حسین(ع) ، ولی هیچوقت نمی تونستم. اصلا یادم نمیموند که بخوام بگم یا نه. همیشه به این فکر می کردم که میشه یه نفر یادش بمونه که هروقت می خواد آب بخوره سلام بده؟!!

و وقتی به علتش فکر می کنم فقط به این نتیجه میرسم که این کار (آب خوردن) انقدر بدیهی و غریضی برام پیش میاد که اصلا راجع بهش فکری نمی کنم....

 -    ما عکاسـا یه اصطلاح داریم به اسم  رفلـه . چیز عجیبـی نیست مطمئنا و همـه ما زیاد دیـدیم  و خیلیها مون میدونیم چیه. در واقع همون رفلکس تصاویر توی آب یا شیشه یا  کلا هر چیز براق مورد نظر هست . من کلی عکس از آدما و چیزای مختلف یا حتی خودم توی آب گرفتم. در واقع رفله اونا رو.

 » یل کرببلا

ابالفضل العباس (ع) به لب فرات رسید. از اسب پایین آمد. التماس زانوان او را روی زمین نشاند. دستانش غریضی به سمت آب رفت .... ولی دستان پر آبش خالی شد!!!

نمیدونم چه رفله ای توی آب دید حضرت .... واقعی بود یا نه .... خیمه ها بود؟  علی اصغر(ع) را دید؟ داداشش رو دید .... ولی هر چی بود؛ سقا تشنه لب سوار اسبش شد.....

شبا مهتاب نمیبینه ؛ آسمون مدینه

اون کـه قامت قیامته ؛ حـالا نقش زمینه

داده تسلی فاطمــه ؛ دل ام البنین رو

لبریز عطر یاس خود؛ کرده این سرزمین رو

حالا حرف چیه :

بابا یه کم اگه ابالفضلی باشیم خیلی خوبه. ضررنمی کنیم. به امام حسین (ع) همش درسه واسه یکی مثل من. حالا من نمیفهمم درد از خودمه بابا. منبر نرفتم، نصیحت هم نمی کنم. چون اندازه این حرفا نیستم. ولی مردونگی و غیرت رو که  میشه دیگه همه یاد بگیرن. یا مثلا از خود گذشتگی رو ....

ادعای بیخود هم نکن ، دوست داشتن و عاشق بودن رو هم باید از ابوفاضل (ع) یاد بگیری جناب روشنفکر عزیز ....

                                                  ما رو تو دعا ها و عزاداریاتون فراموش نکنید

                                                                        یا حسین (ع)

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 دی1386ساعت 6:7 بعد از ظهر توسط مجيد |

حامد امانپور عزیز که احتمالا الآن شاهروده، چند روز پیش یه ایمیل فرستاد. فکر کردم مناسبه کلام اول رو به نقل از او بنویسم:

"سلام

 امید وارم حالتون خوب باشه. خیلی دلم تنگ شده بود  و دوست داشتم می دیدمتون. خصوصا ایام محرم خیلی دوست داشم تهران باشم تا هم از محضر آقای امجد و هم از برنامه های حسینیه شما استفاده کنم.

این بار به یاد و نیت حضرت فاطمه(س) به دیوان شمس تفالی زدم برای شب تاسوعا، اومد:

بر آمد آفتاب جان، كه خيزيد اي گرانجانان

كه گر بر كوه برتابم كمين ذرات من گردد

خمش چندان بناليدم كه تا صد قرن اين عالم

در اين هيهاي من پيچد براين هيهات من گردد

 

و برای شب عاشورا:

دست بنه بر دلم، از غم دلبر مپرس

چشم من اندر نگر،ازمی و ساغر مپرس

جوشش خون را ببین، از جگر مومنان

وز ستم و ظلم آن، طره کافر مپرس

عشق چو لشکر کشید، عالم جان را گرفت

حال من از عشق پرس، از من مضطر مپرس

 

یه حالیم. بد نیست اما غریبه . برام دعا کنین.

یازهرا  "

+ نوشته شده در پنجشنبه 27 دی1386ساعت 5:29 بعد از ظهر توسط مجيد |

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

برنامه دهه اول محرم هیات اینترنتی محبان الحسین به این شرح اعلام میشود:

شب

تاریخ

روضه

میزبان

شب اول محرم

چهارشنبه 19/10/86

روضه حضرت

مسلم (ع)

 

محمد پوربخش

امیر امیری فر

شب دوم محرم

پنجشنبه 20/10/86

ورود کاروان به کربلا

محسن توسلی

مجید تولایی

مریم ف.

شب سوم محرم

جمعه 21/10/86

روضه حضرت

 رقیه (س)

عطیه حجاریان

شب چهارم محرم

شنبه

22/10/86

روضه جناب حر (ع)

سید علیرضا حسینی

شب پنجم محرم

یکشنبه

23/10/86

روضه حضرت

عبدالله بن الحسن(ع)

عبدالرحمن منصوری راد

فاطمه تهرانی

شب ششم محرم

دوشنبه

24/10/86

روضه حضرت

 قاسم بن الحسن(ع)

نرگس بورونی

شب هفتم محرم

سه شنبه

25/10/86

روضه حضرت علی اصغر(ع)

غزل فرهانی

شب هشتم محرم

چهارشنبه

26/10/86

روضه حضرت علی اکبر (ع)

کوثر ایرانمنش

شب نهم محرم

پنجشنبه

27/10/86

روضه حضرت عباس (ع)

سید محمد حسین حمیدی

مجید احسانی نیک

شب دهم محرم

جمعه

28/10/86

روضه سالار شهیدان و روز عاشورا

علی مسیحی

امیر سالاری

شب یازدهم محرم

شنبه

29/10/86

شام غریبان

روضه اسارت کاروان

فاطمه اربابی فر

سارا حجت

شب دوازدهم محرم

یکشنبه

30/10/86

روضه حضرت سجاد (ع)

محمد مهدی اسلامی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوستان عزیز

اگر تمایل داشتین، برنامه هیات رو تو قالب سه تا عکس با آدرس کامل میزبانها تهیه کردم که میتونین از اینجا 1 و 2 و 3 دریافت کنین.

اگر هنوز هم کسی هست که تمایل دارد در این هیات اینترنتی میزبان شود سریعتر خبر دهد. فقط کسانیکه جدید میان باید یه کم زحمت اطلاع رسانی به دوستان رو متقبل بشن.

یادتون نره دوستان رو خبر کنین.

یاعلی

التماس دعا

+ نوشته شده در سه شنبه 18 دی1386ساعت 8:55 بعد از ظهر توسط مجيد |

 یا حسین

سلام دوستان

چند روزه یه طرحی تو ذهنم هست که میخواستم با شما مطرح کنم و ازتون کمک بخواهم.

به ذهنم رسید دهه اول محرم یه هیات اینترنتی راه بندازیم و هرشب محرم در وبلاگ یکی از دوستان مهمان شویم. به این ترتیب که مثلا شب اول محرم که شب ورود کاروان حضرت اباعبدالله به کربلاست، هیاتمان در وبلاگ محمد پوربخش برگزار شود. محمد پوربخش به ذوق خودش اون شب می تواند مهمترین مفاهیمی که از واقعه کربلا برداشت کرده را بنویسد و فایلهای صوتی سخنرانی یا مداحی یا موسیقی خوبی را آماده کند و یا با فایل کتابهای مفید در این زمینه از مهمانان روضه سالار شهیدان پذیرایی کنند.

همه دوستان هم در این هیات شرکت کنند و به همدیگر کمک کنند تا امسال بتونیم مفاهیم جدیدتر و عالی تری رو از واقعه کربلا برداشت کنیم. والبته همه دوستان به دیگران دوستان خبر دهند تا همه در مجلس عزای سالار شهیدان شرکت کنند.

برنامه هم به این صورته که هر کدام از دوستان یک شب از دهه اول محرم را انتخاب کنند و تا اواخر این هفته در بخش نظرات وبلاگ به من خبر دهند تا برنامه هیاتمان در دهه اول محرم را سریعتر اعلام کنیم. اگر دو یا چند نفر از دوستان هم یک شب را انتخاب کنند هیچ منعی نیست و در اون شب همه دوستان به دو یا چند وبلاگ برای روضه میروند.

فقط چندتا خواهش:

1-     اگر میتونین سریعتر اینکار رو بکنین و به همه دوستانتون هم خبر بدین.

2-     بخش نظرات وبلاگ خیلی جای خوبیه تا فهم خودمون رو به دیگران منتقل کنیم یا اگر نکته ای بود به هم یاد بدیم.

3-     همه دوستانی که در این برنامه شرکت میکنند جدای از تدارکی که برای هر شب می بینند، برنامه روضه اون شب رو تغییر ندن. یعنی اگر کسی شب سوم روضه میگیرد برنامه روضه وبلاگش را روضه حضرت رقیه(سلام الله علیها) قرار دهد.

4-     بعد از مشخص شدن برنامه هیات، همه دوستان برنامه هیات در دهه اول محرم رو در وبلاگشون قرار بدن تا همه دوستانمون مطلع بشن.

5-     اگر پیشنهادی برای اسم این هیات اینترنتی دارین سریعتر خبرم کنین.

6-  اگر مطلب خاصی بود که نمیخواستین بصورت عمومی بگین، یا نظر خصوصی بذارین و یا به من ایمیل بزنین.(Ehsani57@gmail.com )

* راستی، من تازگی یه فونت نستعلیق برای Word پیدا کردم که خیلی زیباست. اگر خواستین از اینجا دانلود کنین تا همه بتونن خوش خط وبلاگ بنویسن و بخونن.

** مطمئنم همه دوستان همه ذوق و سلیقشون رو در این هیات اینترنتی بکار میگیرند. اگر هم کسی نتونست مطالب خوبی رو جمع و جور کنه، من یا بقیه دوستان رو خبر کنه. با همه توان در خدمتم.

*** آقا مرتضای جعفری یه تذکر مهم دادند که واجب شد اینجا بگم. از همه دوستانم میخام نه برای این فعالیت وبلاگی که برای هیچ کار دیگه ای از درسشون نزنند. خواهش میکنم.

یاعلی

+ نوشته شده در یکشنبه 16 دی1386ساعت 1:34 بعد از ظهر توسط مجيد |

 

1- تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار                       که رحم اگر نکند مدعی، خدا بکند

2- ...

۳- نمیدونم

+ نوشته شده در سه شنبه 11 دی1386ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط مجيد |