واقعا به نام پدر حاتمي كيا نااميدم كرد.
چند تا احساس از ديدن اين فيلم به من دست داد:
1- اين آقا ابراهيم واقعا از لحاظ مالي تامين نيست.
2-فيلمش كاملا فانتزي و داراي پيغامي مهم ولي بسيار سطحي بود.
3-حاتمي كيا هنوز نتونسته با درگيريهاي ذهنيش كنار بياد،چون نميخواد جهان بيني هاش رو باز بيني كنه.اون فكر ميكنه مو هم لاي درز جهان بيني هاش نميره و سعي ميكنه نقايص ذهني خودش رو به ديگران منتسب كنه تا از ساخته خودش احساس رضايت كنه.
چند تا پيشنهاد هم براي حاتمي كيا دارم تا بتونه تواناييهاي فوق العاده اش را به ظهور برسونه:
1-اونقدر فيلم سينمايي نسازه (شايد 5-6 سال) تا همه او را از ياد ببرند تا خودش رو مجبور به پاسخگويي به هر كسي بعنوان نماينده جنگ ندونه.
2-يه مدت شروع كنه به مستند سازي و سعي كنه درست مستند سازي رو ياد بگيره.به نظر من كسي كه مستند سازي بلد نيست نبايد وارد ساخت فيلمهاي فكري بشه و نهايتا چهارتا اكشن و از اين فيلمهاي مسخره براي پر كردن جيبش و تلف كردن وقت مردم بسازه بسه.
3-دنبال يه راه جديد و كاملا متفاوت براي امرار معاش باشه.
4-محيطش رو عوض كنه.آدمهاي دور و برش چون همگي در تاييد و تحسين او بسر ميبرن هيچكدوم تحولي در وجود او ايجاد نمي كنن.حاتمي كيا چون خيلي مخالفت جدي و محكم نمي بينه رشد نمي كنه.

امروز يكي از دوستان خيلي خوبه دوران دبيرستان رو ديدم و كلي با هم از خاطرات دبيرستان حرف زديم.
انصافا يادش بخير.
يادمه وقتي اومده بودم دانشگاه هيچ انگيزه اي براي شيطوني كردن و شلوغ كردن نداشتم.اونقدر توي دبيرستان آتيش سوزونده بودم كه كاملا اشباع شده بودم.
الان خيلي از اين وضعيت احساس رضايت ميكنم.فكر ميكنم كسي كه به موقع شيطوني نكنه و كيف نكنه،تويه مسير رشدش خيلي كُند ميشه.
دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم

خيلي وقته ميخواستم عكسهاي اولين نوه خانواده مان رو بذارم تو وبلاگ
اين ني ني نازيه پدر صلواتي برادر زاده منه
اسمش فاطمه خانومه
اگه بدونين چقدر شيرينه![]()
![]()
![]()




از خجالت مُردم
انگار نه انگار كه اين جانبازها از همه زندگيشون گذشتن تا...
روز جانباز و پاسدار هيچكدوم از مسئولان بنياد شهيد و امور ايثارگران حتي از ده كيلومتري بيمارستان ساسان(كه يكي از بزرگترين مراكز درماني جانبازان است) هم رد نشده اند
خيلي نامرديه...
چقدر بايد به آدمها و در و ديوار بخورم
تا بفهمم
آدرس رو اشتباه اومدم؟
اگر بدونين از ديدن اين كليپ چقدر ذوق كردم![]()
اگر نبودي
هيچ چراغي روشن نمي ماند


فكر نمي كنم امشب هيچكس از حضرت زينب سلام الله عليها خوشحالتر باشه

يادم ز وفاي اشجع الناس آيد
از چشم ترم سوده الماس آيد
آيد به جهان اگر حسين دگري
هيهات برادري چو عباس آيد

راستي،اولين ديدار و آشنايي ما با ميلاد و خانواده اش يكسال پيش در چنين روزي(روز جانباز) بود.
اولين جمله اي كه مادر ميلاد بعد از سلام به من گفت هنوز توي گوشم هست؛
-شما دانشجويين؟
-بله
-شماها تو دانشگاه فقط چشماتون رو ضعيف ميكنيد!
هنوز هم جوابي براي اين حرف ندارم...
آنكس كه تو را شناخت جان را چه كند؟
فرزند و عيال و خانمان را چه كند؟
ديوانه كني هر دو جهانش بخشي
ديوانه تو هر دو جهان را چه كند؟

الهي
هب لي
كمال الانقطاع
سدي بر سيلاب مشكلاتم بسته ام تا بزرگ شوم
سلام
ببخشيد اين مدت نبودم
هم مونيتور كامپيوتر خونه سوخته بود هم مادر بورد کامپيوتر اداره
عذر تقصير!