
بدون هيچ علت خاصي مدت مديدي است كه نميدونم نميتونم يا نميخام بنويسم.
اين داستان ادامه دارد...
سلام
بنظرم يكي از مهمترين عواملي كه باعث غيبت حضرت مهدي عليه السلام شده اين است كه اسلام را از بعثت تا غدير ، از غدير تا كربلا ، و از كربلا تا غيبت دنبال نمي كنيم تا ببينيم مسير حق رفتن با چه موانعي روبرو ميشود و چگونه ميشود در شرايط مختلف اهل حق ماند.
و اگر اين مسير را نشناسيم بيناترين هايمان بايد خورشيد را از پشت ابر ببينند.
امام حسن عسكري و ديگر ائمه پس از كربلا -عليهم السلام- با شعار دفاع از اهل بيت در انزوا قرار گرفتند و عباسياني كه دم از اهل بيت ميزدند و خود را مدافع آنها جلوه داده بودند چنان كردند كه اگر حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف از ديدگان پنهان نمي شد ، باب هدايت براي هميشه بسته ميشد.
بنظرم هيچ كلامي در روز شهادت پدر مهدي موعود نافذ تر حكمتهايي كه ايشان فرموده اند نيست:
«جُعِلَتِ الْخَبائِثُ فى بَيْت وَ جُعِلَ مِفْتاحُهُ الْكَذِبَ»
تمام پليدى ها در خانه اى قرار داده شده و كليد آن دروغگويى است.
«مَنْ وَعَظَ أَخاهُ سِرًّا فَقَدْ زانَهُ، وَ مَنْ وَعَظَهُ عَلانِيَةً فَقَدْ شانَهُ»
هر كه در نهان، برادر خود را پند دهد او را آراسته، و هر كه آشكارا برادرش را پند دهد او را كاسته.
«لا تُكْرِمِ الرَّجُلَ بِما يَشُقُّ عَلَيْهِ»
هيچ كس را طورى اكرام مكن كه بر او سخت گذرد.
«ما مِنْ بَلِيَّة إِلاّ وَ لِلّهِ فيها نِعْمَةٌ تُحيطُ بِها»
هيچ بلايى نيست، مگر اين كه در آن از طرف خدا نعمتى است.
«ما أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَكُونَ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ»
چه زشت است براى مؤمن، دلبستگى به چيزى كه او را خوار دارد.
«أَقَلُّ النّاسِ راحَةً أَلْحُقُودُ»
كينه توز ، ناآرامترينِ مردمان است.

چرا در جامعه ما ائمه پس از كربلا به اندازه ائمه پيش از كربلا
شناخته شده نيستند؟
سلام
اين پست ويژه را بخاطر سه نفر نوشتم .
يكي بخاطر جلال عزيز كه مدتها بود خبري از او نداشتم و دوباره پيدايش كردم و خوشحال شدم كه دوباره ميتونم محصولات ذهن خلاقش رو ببينم .
دوم بخاطر خانم بروني كه پس از اتمام دوره كارشناسي ديگر خبري از ايشان نداشتم . خانم بروني هم نويسنده اي فوق العاده و بسيار خوشفكر است .
سوم بخاطر محمد منصوري عزيز كه چند ماه از وب نويسي دور افتاد و وقتي برگشت ديد كه وبلاگش را كس ديگري صاحب شده و حالا يه وبلاگ جديد راه انداخته تا دوباره روز از نو و روزي از نو . اميدوارم محمد اين دفعه پر توان و محكم و بي وقفه بنويسد .
يا علي
سلام
ابتدا اربعين سالار شهيدان عالم را به همه آنها كه پيش از دينداري آزادگي را به جان آموخته اند تسليت ميگويم و بعد سال نو را به همه دوستان عزيز تبريك ميگويم.
سال پر بركتي باشه ان شاءالله
چون يادم نرفته كه به مژگان بانو قول داده بودم يه شعر ديگه از علي محمد مؤدب كه چند سال پيش برايم در سررسيدي نوشت و من نميدانم آنها را چاپ كرده يا نه به همراه زندگينامه مختصري از او بنويسم ، اين شعر زيبا را تقديمتان ميكنم.
علی محمد مؤدب
متولد 1355؛ تربت جام؛ دارای کارشناسی ارشد الهیات.
نگارنده مجموعههاي؛
· عاشقانههای پسر نوح
· از جنگ همین قدر میفهمیدم
· مردههای حرفهای
اشعار رویای دلنواز و سوره بهت او نمونه هاي خوبي از شعر مؤدب اند.
اين هم آخرين يادگاري كه از مؤدب داشتم :
برو بابا! به خدا قصه بودن الكي است
عشق و مردانگي و عاطفه زن الكي است
ديدگان تو در آن كاسه بي معني ريز
مثل تكرار رديف غزل من الكي است
چشم بندي است شب و روز زمين،چيزي نيست
خيمه شب بازي اين تيره و روشن الكي است
چون خدا خواست كه بيرون كُندم اينجايم
قصه گندم و دستور نخوردن الكي است
سفره اي كو كه مگر ترس مرا نان ببرد
هفت خوان جنگ و جدلهاي تهمتن الكي است
كوه واماند به جان تو مگر خر بوديم
كه چنين بار بگيريم به گردن،الكي است؟!
جان ديوانه نفهميد و به ماندن تن داد
فكر مي كرد كه جان كندن و مُردن الكي است