تبليغاتX
بچه شيطون

سلام

يكي از آشنايان عزيز كه در جنگ شيميايي شده ، چند ماهه كه فهميده پسر 15 ساله اش (ميلاد) از عوارض شيميايي او دچار سرطان خون و ريه شده است.

الان تقريبا 8 ماهه كه ميلاد در بيمارستان بستري شده و اين روزها حالش خيلي مساعد نيست.از همتون ميخواهم قول بگيرم كه  در اين ايام عزيز و هر زمانيكه ياد خدا دلتون رو نوراني كرد ، هم دعاش كنيد و هم براي سلامتيش سه تا صلوات پيش كش دختر سه ساله امام حسين(عليه السلام)،حضرت رقيه(سلام الله عليها) كنيد.

البته شرح مثنوي هفتاد من كاغذ ظلم مسولين(مخصوصا مسولين بنياد شهيد و امور ايثارگران) در حق خانواده اين جانباز را در فرصتي مناسب و بطور مستند برايتان مينويسم.

  ميلاد

 

التماس دعا

+ نوشته شده در چهارشنبه 19 بهمن1384ساعت 7:59 بعد از ظهر توسط مجيد |

اگر ماهي فهميد قدر آب چيه ، ما ايرانيها هم قدر اين نعمت رو مي فهميم.

 

ماهي و آب 

 

از محمد و عبدالرحمن و مجيد و پروانه و m.17 و سجاد و بقيه دوستان بخاطر تاخير در آپ كردن عذر ميخواهم.

 

+ نوشته شده در یکشنبه 16 بهمن1384ساعت 7:26 قبل از ظهر توسط مجيد |

يادم نيست چطور شد كه وبلاگ مژگان بانو رو پيدا كردم،ولي خدا پدر باعث و بانيش رو بيامرزه.

بنظرم يكي از بهترين وبلاگهايي بود كه تا حالا ديدم و در صدر لينكهاي وبلاگم قرارش دادم.

خلاصه اينكه مژگان بانو من رو ياد اواخر دوران دبيرستان و اوايل دانشگاه انداخت كه با بچه هاي چندتا محفل ادبي مانوس بودم انداخت.اولين چيزي هم كه يادم اومد يك شعر خيلي زيبا ازآقاي علي محمد مؤدب بود كه به مژگان بانو قول دادم متن كامل اون رو توي وبلاگم بذارم.

اين شعر رو خود آقاي مؤدب در مراسم اعتكاف سال 1380 دانشگاه تهران توي سررسيدم نوشت و البته ممكنه اگر امروز قرار باشه اين اثرش چاپ بشه بخواهد اصلاحاتي درآن انجام دهد.

با اجازه آقاي مؤدب،تقديم به مژگان بانو:

 

شسته هزار و نهصد و دو مُرده مُرده شور

نان حلال زحمت خود خورده مُرده شور

يك زخم زشت گوشه چشمش نشسته است

از كودكي مدام بد آورده مُرده شور

از حرف "ريختش ببرد مُرده شور" هم

عادت كه كرده كم شده آزرده مُرده شور

يك صفحه خاطرات نوشته و دفترش

هاشور خورده،خالي و خط خورده مُرده شور

هر روز چند مرده جوانمرگ ديده است

در حسرت جواني اش افسرده مُرده شور

گاهي نبوده مُرده و بر روي تخت غسل

خوابش به فكر زندگيش برده مُرده شور

يك روز گُل گرفته براي زني عزيز

و بعد گُر گرفته و پژمُرده مُرده شور

نانش به رزق هيچ تنابنده بند نيست

خود بار زندگاني خود بُرده مُرده شور

اين بار جالب است دويي سه نمي شود

افسانه نيست،سه نشده! مُرده مُرده شور

 

البته يه اثر خيلي خوب ديگه از علي محمد مؤدب در سررسيدم دارم كه در فرصتي ديگه بهمراه بيوگرافي شاعر تقديم مي شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه 5 بهمن1384ساعت 0:47 قبل از ظهر توسط مجيد |