سال نو مبارک![]()
تویه دلم یه قبرستون بزرگ درست کردم
از حرفهایی که فکر میکردم شاید جاشون اینجا باشه و بیشنر اوفات عمرشون به آپ کردن بعد هم نرسید!
شابد به رسم سال نو و یاد اموات دلم میره سمت قبرستون
...
این رو هم نوشتم که آپ کرده باشم
...
سلام
من تا امروز دسترسي نداشتم كه بنويسم
مطلب قبلي را كه امير سالاري فرستاده حتما ببينيد
فكر كنم خيلي از مقدمات در مورد امام سجاد عليه السلام رو مي تونين از اينجاها ببينيد:
مهمترين دليلي كه براي امسال تصميم گرفتم در مورد امام سجاد عليه السلام بنويسم اين بود كه مي خواستم حداقل كمي از جفاي خودم در شناخت امامي كه هستي اش را در راه هدايت من و امثال من گذاشته جبران كنم.
كلا تصور مي كنم كه عوام شيعيان در واقعه كربلا متوقف شده اند و تصوير روشني از هدايت اهل بيت پس از واقعه كربلا ندارند و اگر اين بنا در ذهن شيعيان درست نشود، پايه هاي مهدويت سست مي شود. قطعا شكل گيري تصوير درست، از سيره و زندگي امام سجاد مي گذرد و نشناختن استراتژيهاي رفتار اهل بيت عليهم السلام در مقاطع مختلف، روندگان را به خطا مي برد.
پيشاپيش از طولاني شدن نوشته عذرخواهي مي كنم. ولي فكر كنم اين توضيحات در شناخت ما از امام سجاد موثر باشد.
۱- شناخت سیره امام سجاد علیه السلام بسیار دشوار است. زیرا برخی از نویسندگان و مورخان، ذهن مردم را آشفته کرده و چنین القاء کردهاند که ايشان در گوشهای نشست و به عبادت پرداخت تا به شهادت رسيد!
این مطلب از القاب و تعبیراتی که درباره آن بزرگ مرد الهی به کار میبرند، پیداست؛ مثلا میگویند "امام زینالعابدین بیمار" در حالی که ایشان هم - مثل هر انسان دیگری - چند روزی در مدت عمرش مریض شد و این بیماری در محرم سال ۶۱ هجری واقع شد تا ايشان در واقعه عاشورا وظیفه دفاع و جهاد نداشته باشد . با این تدبیر الهی، ۳۴ یا ۳۵ سال پس از شهادت امام حسین علیه السلام زنده ماند و سالم و پرنشاط مسئولیت امامت امت را برعهده گرفت و شیعه را در دشوارترین دوران هدایت کرد .
۲- سیره امام زینالعابدین علیه السلام چیست؟و آيا اگر حوادث جزئی زندگی ایشان را گردآوری کنیم آیا میتوانیم به سیره آن حضرت دستیابیم؟
سیره هرکسی به معنای واقعی کلمه آنگاه روشن میشود که جهتگیری کلی (استراتژی) او معلوم گردد . آن وقایع جزئی (تاکتیکها) در پرتو جهتگیری کلی (استراتژی) معنا پیدا میکند و تحلیل میشود . بدون شناخت آن جهتگیری کلی، نه تنها سیره امام علیه السلام روشن نمیگردد، بلکه حوادث جزئی نیز بیمعنا یا دارای معنای نادرست میشود .
۳- پس از صلح امام حسن مجتبی علیه السلام - که در سال چهلم هجری اتفاق افتاد - برنامه همه امامان علیهم السلام فقط این نبود که احکام الهی را بیان کنند بلکه همگی در صدد بودند که مقدمات تشکیل حکومت اسلامی به شیوه تشیع علوی را فراهم کنند . این مطلب به روشنی در زندگی و سخنان امام مجتبی علیه السلام دیده میشود . امام حسن علیه السلام پس از صلح با معاویه در پاسخ به معترضان میفرمود: "و ان ادری لعله فتنة لکم و متاع الی حین" (انبیاء/۱۱۱) این به روشنی میرساند که حضرت در انتظار آیندهای است و آن آینده، براندازی حکومت غیر اسلامی و ظالمانه و تاسیس حکومت اسلامی و عادلانه است; به این جهتبه این افراد معترض میفرماید: شما از فلسفه صلح خبر ندارید
۴- پس از آن، نوبتبه امام حسین علیه السلام رسید . آن بزرگوار هم روش امام مجتبی علیه السلام را تا ده سال ادامه داد تا آنکه معاویه مرد و شرایط تغییر کرد و واقعه عاشورا روی داد . نهضتحسینی قیامی بسیار مفید و سازنده آینده اسلام بود و هیچ راه درستی بجز آنکه امام حسین علیه السلام در آن اوضاع انجام داد، وجود نداشت . اما اگر آن شرایط پیش نیامده بود و امام حسین علیه السلام در آن واقعه شهید نمیشد، احتمال زیادی وجود داشت که حکومت اسلامی - شیعی تشکیل شود .
۵- هدف کلی و استراتژی امامان معصوم علیهم السلام تشکیل حکومت اسلامی به شیوه خاص اهلبیت علیهم السلام بود. بعد از شهادت سیدالشهداء علیه السلام، امام زینالعابدین علیه السلام نیز همین هدف و خط مشی کلی را ادامه دادند . تمام عملکرد امام سجاد در دوره امامتش (از عاشورای سال ۶۱ هجری تا شهادت در سال ۹۴ هجری) باید بر اساس این خط کلی و اساسی تبیین و تحلیل و تفسیر شود . امام سجاد علیه السلام برای این هدف مقدس، یعنی تشکیل حکومتخدا بر روی زمین و عینیتبخشیدن به اسلام، بیش از سی سال، انواع تاکتیکها و موضعگیریهای گوناگون را به کار برد و با سیاست و درایت و شجاعت و دقت و لطافت، آگاهانه برای تامین آن هدف کلی کوشید .
۶- زندگی امام سجاد علیه السلام بعد از عاشورا را میتوان به دو بخش تقسیم کرد:
اول) دوره حماسه ساز اسارت
دوم) دوره بعد از اسارت
امام زینالعابدین علیه السلام در دوره اول که دورهای پرهیجان و عبرتانگیز بود، با گفتار و رفتارش حماسه آفرید و به دشمنان مقتدر خود، پاسخهای دندان شکن و پرخاشگرانه داد . در کوفه در مقابل عبیدالله بن زیاد آنچنان سخن گفت که ابن زیاد دستور داد ايشان را بکشند! و اگر دفاع جانانه حضرت زینب علیها السلام نبود و اینکه باید اینها را به عنوان اسیر به شام میبردند، به احتمال زیاد مرتکب قتل امام سجاد علیه السلام نیز میشدند .
دوره دوم (دوره بعد از اسارت) که بسیار طولانی (بیش از سی سال) است، بنای امام سجاد علیه السلام بر تلاشهای زیربنایی و ملایم و حساب شده و آرام بود .
این سوال پرسیدنی است که: چرا امام سجاد علیه السلام در دوره اول، آنقدر انقلابی و پرخاشگرانه ظاهر شد و در دوره دوم، نرم و آرام و ملایم و با تقیه؟
پاسخ آن است که دوره بسیار کوتاه و سرنوشتساز اول، فصلی استثنایی است که باید زمینه تلاشهای آینده را برای حکومت الهی و اسلامی فراهم کند . در کوفه و شام امام سجاد علیه السلام باید آنچنان تند و برنده و تیز و صریح، مسائل را بیان کند که پیام اصلی "عاشورا" هرگز فراموش نشود و مردم بدانند که چرا امام حسین علیه السلام به شهادت رسید . نقش امام سجاد علیه السلام در این سفرها، نقش حضرت زینب علیها السلام بود; یعنی پیام رسانی انقلاب حسینی علیه السلام .
دوره بلند و سرنوشتساز دوم، هنگامی آغاز شد که امام سجاد علیه السلام در مدینه به عنوان شهروندی محترم مشغول زندگی شد و کارش را از خانه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و حرم او آغاز کرد .
۷- بعد از عاشورا، در سراسر جهان اسلام به خصوص در حجاز و عراق، حالت رعب و وحشتی میان شیعیان به وجود آمد زیرا احساس شد که حکومتیزید آماده استبرای تحکیم حکومتخودش، حتی فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را نیز بکشد . این رعب و هراس با وقوع چند حادثه دیگر از جمله واقعه حره کامل شد و اختناق شدیدی به وجود آمد.
ابو عمر مهدی از امام سجاد علیه السلام نقل میکند که فرمودند: " در سراسر مکه و مدینه حتی بیست نفر نیست که دوستدار ما اهل بیت علیهم السلام باشد ."
۸- بعد از شهادت امام حسین علیه السلام تا قبل از واقعه حره، هرچند مردم مرعوب شدند اما چنان نبود که به کلی نظام تشکیلات پیروان اهل بیت علیهم السلام به هم بریزد. زیرا در تاریخ بعد از عاشورا، حرکاتی ثبتشده است که حاکی از وجود تشکیلات شیعه است.
مثلا در همان روزهایی که خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در کوفه بودند، در یکی از شبها در محلی که آنها زندانی بودند، سنگی فرود آمد که نوشتهای به آن بسته بودند به این مضمون:
"حاکم کوفه شخصی را پیش یزید (در شام) فرستاده که درباره وضعیت و سرنوشتشما از او کسب تکلیف کند . اگر تا فردا شب صدای تکبیر شنیدید، بدانید که شما در همین جا کشته خواهید شد و اگر نشنیدید، بدانید که وضع بهتر خواهد شد."
از این حکایت روشن میشود که کسی از شیعه و دوستان اهل بیت علیهم السلام در دستگاه ابن زیاد حضور و نفوذ داشته و میتوانسته اطلاعاتی از زندان و سرنوشت زندانیان به دست آورد و اخبار را با صدای تکبیر به اهلبیت علیهم السلام برساند .
نمونه هاي دیگري از اين دست نيز در تاريخ ثبت شده است.
۹- واقعه حره در سال ۶۳ هجری اتفاق افتاد . جریان به طور خلاصه این بود که در سال ۶۲ هجری جوان کم تجربهای از بنیامیه، والی مدینه شد . او برای آنکه مردم انس و الفتی با یزید پیدا کنند و اختلافات کم شود، عدهای از اهل مدینه را، که غالبا از اراتمندان امام سجاد علیه السلام بودند، به شام فرستاد . آنان رفتند و چند روزی در آنجا مهمان شدند و برگشتند . وقتی به مدینه بازگشتند، به مردم گفتند: یزید چگونه میتواند خلیفه باشد در حالی که اهل شرب خمر، بازی با سگها و انواع فسق و فجور است! بنابراین ما یزید را از خلافتخلع کردیم.
نتیجه، دقیقا برعکس نظر والی مدینه شد . و مردم مدینه بر علیه یزید قیام کردند .
یزید یکی از سرداران خونخوار بنیامیه به نام مسلم بن عقبه را برای سرکوبی قیام به مدینه فرستاد . به دستور این فرمانده جنایتکار، چند روز شهر مدینه در محاصره قرار گرفت و بعد لشکریان وارد شهر شدند و مردم را قتل عام کرده و از هیچ جنایتی خودداری نکردند . آنقدر مسلم بن عقبه جنایت کرد که پس از آن، مسرف بن عقبه نامیده شد . این واقعه، آنقدر تلخ و فجیع بود که بزرگترین وسیله برای ارعاب دوستان و پیروان اهل بیت علیهم السلام گردید به خصوص از آن جهت که عدهای کشته و زخمی و عدهای گریخته و آواره شدند و جمعی از یاران خوب اهل بیت علیهم السلام مثل "عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه" به شهادت رسیدند .
حادثه دیگر که موجب شکست و تضعیف شدید شیعیان گردید، واقعه شهادت مختار در کوفه و تسلط عبدالملک بن مروان بود . عبدالملک بن مروان که یکی از مدبرترین خلفای بنیامیه بود، همه جهان اسلام را با ارعاب و اختناق شدید تحتسلطه خود درآورد .
بعد از واقعه حره و شکستحرکت توابین در عراق و شهادت مختار و شهادت ابراهیمبن مالک اشتر نخعی و دیگر بزرگان شیعه، مدینه و کوفه - دو مرکز اصلی تشیع - خاموش شد و پیروان اهل بیت علیهم السلام در نهایت غربت و تنهایی باقی ماندند .
۱۰- اگر امام سجاد علیه السلام در آن شرایط قیام مسلحانه میکرد و آشکارا با بنیامیه به مبارزه میپرداخت، یقینا ریشه شیعه کنده میشد و هیچ زمینهای برای رشد مکتب اهل بیت علیهم السلام و دستگاه امامت و ولایت در دوران بعد باقی نمیماند . به همین دلیل، امام سجاد علنا قیام مختار را تایید نکرد تا رابطهای بین آنها احساس نشود.
۱۱- بدون شک، هدف نهایی امام سجاد علیه السلام ایجاد حکومت اسلامی بود . برای ایجاد حکومت اسلامی چند امر باید تامین میشد:
الف) باید اندیشه درست اسلامی که امامان اطهار علیهم السلام حاملان واقعی آن هستند و مبنا و زیربنای حکومت اسلامی است، تدوین، تدریس و منتشر شود .
ب) آشناکردن مردم نسبتبه حقانیت اهل بیت علیهم السلام و مصادیق راستین اولی الامر و خلفاءالله که حکومت اسلامی باید به وسیله آنان اقامه شود .
ج) باید تشکیلات منسجم و شایستهای از شیعیان تشکیل شود تا زمینه تشکیل حکومت اسلامی فراهم شود .
همه موضع گیریها، روایات، موعظهها، نامهها و خلاصه تمامی عملکرد امام سجاد علیه السلام در طول زندگی برای تحقق این سه امر بود. البته امام سجاد علیه السلام در فکر آن نبودند که در زمان خودشان حکومت اسلامی ایجاد کنند، زیرا امکان نداشت؛ بلکه برای آینده تلاش میکرد .
برای هرکدام از این سه امر، مشکلات فراوانی وجود داشت:
الف) اندیشه اصیل اسلامی تحریف شده و اندیشه جاهلی حاکم و غالب شده بود .
ب) تبلیغات اموی بر ضد اهل بیت علیهم السلام چنان گسترش یافته بود که مردم حتی در نمازها، به سب و لعن اهل بیت علیهم السلام میپرداختند!
ج) تشکیلات شیعه بر اثر اختناق و ارعاب و فقر و فشار اقتصادی و فرهنگی و سیاسی، متلاشی شده بود.
۱۲- اظهارات و روایات صادره از ائمه علیهم السلام بهترین منبع و مدرک برای شناخت زندگی آنها استبه شرط آنکه هدف و مقصد کلی و خط مشی اصلی آنها را بشناسیم .
امام سجاد علیه السلام چون در دوران اختناق زندگی میکردند و نمیتوانستند مفاهیم مورد نظرشان را آشکار و صریح بیان کنند، از دو روش استفاده میکردند:
اول روش دعا که در صحیفه سجادیه متجلی است.
دوم روش موعظه که در غالب بیانات و روایات امام سجاد علیه السلام متبلور است .
با این دو روش حکیمانه، ایدئولوژی و اندیشههای درست را به بهترین شکل منتقل میکردند .
۱۳- صحیفه سجادیه مجموعهای از ادعیه است درباره همه موضوعاتی که انسان در یک زندگی بیدار و هوشمندانه باید به آن توجه کند . امام علیه السلام به زبان دعا ، انگیزههای یک زندگی اسلامی را در ذهن مردم بیدار و زنده میکند تا اصلاح جامعه آغاز گردد .
۱۴- برخی از مطالب امام سجاد علیه السلام در روش موعظه، خطاب به عموم مردم است و برخی دیگر خطاب به شیعه . در آنجا که مخاطب همه مردم هستند اولا غالبا به آیات قرآن استناد میشود و ثانیا صریحا دستگاه حکومتی مورد عتاب و انتقاد قرار نمیگیرد و صرفا بیان اندیشه و ایدئولوژی اسلامی به صورت پند و نصیحت است . استناد به قرآن کریم از آن نظر ضروری بود که عموم مردم، معرفت کافی نسبتبه امام سجاد علیه السلام نداشتند و استدلال میطلبیدند. پرهیز از انتقاد صریح نیز برای رعایت تقیه بود .
حضرت زینالعابدین علیه السلام سخن را با لحن موعظه به این صورت آغاز میکند که:
ایها الناس اتقوا الله واعلموا انکم الیه راجعون... تقوای خدا را پیشه کنید و بدانید که به سوی خدا برمیگردید. الا و ان اول ما یسالانک عن ربک الذی کنت تعبده؛ بدان که وقتی نکیر و منکر به سراغ تو میآیند اولین چیزی که آن دو میپرسند، از خدای توست که او را عبادت میکردی و عن نبیک الذی ارسل الیک؛ از پیامبری که به سوی تو فرستاده شده، میپرسند و عن دینک الذی کنت تدین به؛ و از دینت میپرسند که به آن معتقد بودی و عن کتابک الذی کنت تتلوه؛ و از کتابت که آن را تلاوت میکردی، میپرسند .
و آنگاه امام سجاد علیه السلام میرسد به نکته اصلی و محوری: و عن امامک الذی کنت تتولا؛ و از امامی که تو ولایت آن را داری، میپرسند .
در زبان و بیان ائمه علیهم السلام مساله امامتیعنی مساله حکومت و فرقی بین مساله امامت و مساله ولایت نیست . امامی که در اینجا ذکر میشود، یعنی جانشین پیامبر که هم متکفل ارشاد و هدایت دینی توست و هم متکفل هدایت و ارشاد امور زندگی در دنیا؛ امام یعنی رهبر جامعه.
امام سجاد علیه السلام وقتی میفرماید: "از امامت از تو میپرسند" ، یعنی به تو میگویند که آیا امام درستی انتخاب کردی؟ و آن کسی که بر تو حکومت میکند و رهبر جامعه است، آیا به راستی انتخاب کردی؟ آیا خدا به امامتش راضی است؟
با این روش آرام و موعظهآمیز، مردم را بیدار و حساس میکند درباره مساله امامت، در حالی که بنیامیه اساسا میل نداشت که بحثی درباره امامت و حکومتشود .
دو نکته در موعظههای عمومی امام سجاد علیه السلام باید مورد توجه قرار گیرد:
یک: این بحثها صرف آموزش نیستبلکه بیشتر از آنکه تعلیم باشد، تذکر و یادآوری است. زیرا در آن زمان انحراف و تحریف در اصول دین واقع نشده بود ولی مردم فراموش کرده بودند . زندگی مادی، توحید و نبوت و معاد را از یادشان برده بود .
دو: امام سجاد علیه السلام بر مساله امامت تاکید خاص دارد . بر اساس همان خط مشی کلی و هدف نهایی(تشکیل حکومت اسلامی به روش اهل بیت علیهم السلام)، امام سجاد در موعظههای عمومی خود نیز مساله ولایت و امامت و حکومت را یادآوری میکرد البته به صورتی که حساسیت دشمن برانگیخته نشود و در عین حال، مردم متنبه شوند .
"موعظههای اختصاصی" امام سجاد علیه السلام آن مواعظی است که خطاب به شیعه صورت گرفته است و کاملا مشخص است که مخاطبان، از مخالفان دستگاه حاکم هستند . این موعظههای اختصاصی برای کادر سازی است تا در صورت ایجاد حکومت اسلامی، مسئولیتهای مهم را برعهده بگیرند .
یک نمونه از این موعظههای اختصاصی در كتاب"تحف العقول" ذکر شده است; این موعظه چنین آغاز میشود: کفانا الله و ایاکم کید الظالمین و بغی الحاسدین و بطش الظالمین ایها المؤمنون . خود این خطاب نشان میدهد که امام و مخاطبان، در این جهتبا هم شریکند که مورد خطر و تهدید دستگاه حاکم هستند . "لایفتننکم الطواغیت و اتباعهم من اهل الرغبة فی الدنیا المائلون الیها المفتونون بها المقبلون علیها ... و ان الامور الواردة علیکم فی کل یوم و لیلة من مظلمات الفتن و حوادث البدع و سنن الجور و بوائق الزمان و هیبة السلطان و وسوسة الشیطان لتشبط القلوب عن نیتها..." طاغوتها و پیروان دنیاپرست آنها، شما را فریب ندهند . این حوادثی که در زندگی شب و روز برای شما - در دوران خفقان و مبارزه - پیش میآید، دلها را از نیت و جهتی که دارند باز میدارد و از آن انگیزه لازم برای مبارزه میکاهد . "و تذهبها عن موجودالهدی و معرفة اهل الحق و ایاکم و صحبةالعاصین و معونةالظالمین" و هدایت موجود را از یاد میبرد و شناخت اهل حق را به فراموشی میسپارد. سپس امام سجاد علیه السلام موعظه میکند و هشدار میدهد که از همنشینی با گنهکاران بپرهیزید و ظالمان را یاری مکنید . روشن است که امام علیه السلام عدهای از مؤمنین و هواداران را جمع کرده و دارد با روش موعظه، آنها را دلگرم و امیدوار میکند و از نزدیک شدن به دستگاه ستمگر زمان (عبدالملک بن مروان) منع و نهی میکند و آنها را شاداب و با طراوت و سرزنده نگه میدارد برای روزی که وجودشان بتواند در راه حکومت اسلامی مؤثر واقع شود .
۱۵- امام سجاد علیه السلام با یادآوری تجربههای گذشته پیروان اهل بیت علیهم السلام در قیام عاشورا، واقعه حره، شهادت حجربن عدی و رشید حجری و ... میخواستشیعه را در مبارزه ثابت قدمتر گرداند: "فقد لعمری استدبرتم من الامورالماضیة فی الایام الخالیة من الفتن المتراکمة والانهماک فیها ما تستدلون به علی تجنب الغواة و ..." به جان خودم قسم شما از جریانهای گذشته در دورانهای پیشین که پشتسر گذاشتهاید، از فتنههای انباشته و متراکم و غرق شدن در این فتنهها تجربههایی را میتوانید از آن آزمایشها استفاده کنید و بر اجتناب از گمراهان و اهل بدعتها و مفسدین در زمین راه یابید .
امام سجاد علیه السلام در اینجا به صراحت، مساله امامت و ولایت را مطرح میکند:
"فقدموا امرالله وطاعته و طاعة من اوجب الله طاعته و لا تقدموا الامور الواردة علیکم من طاعة الطواغیت و فتنة زهرة الدنیا بین یدی امرالله و طاعته و طاعة اولی الامر منکم" فرمان خدا و اطاعت او را مقدم بدارید و همچنین اطاعت کسی را که خدا، اطاعت او را واجب کرده است . اطاعت طاغوتها - عبدالملک بن مروانها - را بر اطاعتخدا و اطاعت رسول خدا و اطاعت اولوا الامر واقعی مقدم نکنید .
امام زین العابدین علیه السلام با این بیان، در حقیقتبرای نظام حکومتی مورد نظر خود که حکومت علوی و الهی و اسلامی بود، تبلیغ و فرهنگ سازی میکرد .
۱۶- رساله حقوق امام سجاد علیه السلام، نامه بسیار مفصلی است. به اندازه یک کتاب که به یکی از دوستانشان نوشتهاند و در آن حقوق افراد و اشخاص بر یکدیگر بیان شده است. در این رساله، علاوه بر حقوق الهی و اعضاء و جوارح و همسایه و خانواده، حقوق متقابل مردم و حاکم اسلامی نیز بدون ایجاد تنش و به صورت آرام و بدون ذکر مبارزه برای ایجاد حکومت اسلامی در آینده، بیان شده است .
در واقع این رساله برای آن تالیف شده است که اگر در آینده حکومت اسلامی مورد نظر امام سجاد علیه السلام تشکیل گردید، مناسبات و روابط و حقوق متقابل مردم و حاکم اسلامی، قبلا در ذهن مسلمانان شکل گرفته و معلوم شده باشد .
۱۷- كلام آخر؛
علی رغم آنکه امام سجاد علیه السلام در دوران امامت پربرکتخود - که ۳۴ سال طول کشید - تعرض آشکاری به دستگاه خلافت نداشت ولی فعالیتهای فرهنگی آن بزرگوار و تعلیم و تربیت عناصر مؤمن و مخلص، بنیامیه را نسبتبه آن حضرت بدبین کرد به طوری که به آن امام علیه السلام تعرض هم کردند و دست کم یک بار آن حضرت را با غل و زنجیر از مدینه به شام بردند .
این غل و زنجیری که نسبتبه امام سجاد علیه السلام معروف است، به طور یقین معلوم نیست که در واقعه کربلا باشد؛ اما در دوران امامت و از مدینه به شام، یقینی است . امام سجاد علیه السلام در موارد متعدد دیگری مورد شکنجه و آزار مخالفان قرار گرفت و سرانجام در سال ۹۶ هجری در زمان خلافت ولید بن عبدالملک، به وسیله عمال خلافت، مسموم شد و به سعادت "شهادت" رسید .
سلام الله علیه یوم ولد و یوم عاش و یوم استشهد و یوم یبعثحیا .
ببخشيد اگر طولاني بودن متن خسته تون كرد. بفرمايين جرعه اي كتاب نوش جان كنين:
تاريخ اسلام در عصر امامت امام سجاد و امام باقرعليهما السلام
رساله حقوق امام سجاد عليه السلام

ياعلي